الملا فتح الله الكاشاني
351
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
قبيح چه در وادى آن بعث وجود است كه وقوع آن لا بد است * ( وَهُوَ الْعَزِيزُ ) * و او است غالب در انتقام كشيدن از عصات پس هيچكس باسائه عمل او را عاجز نتواند ساخت * ( الْغَفُورُ ) * آمرزنده مر كسى را كه توبه كند از اهل اساءة يا بدون توبه از روى تفضل و احسان * ( الَّذِي خَلَقَ ) * آن خدايى كه بيافريد * ( سَبْعَ سَماواتٍ ) * هفت آسمان را * ( طِباقاً ) * مطابق يكديگر يكى بر بالاى ديگرى و اين مصدر است بمعنى فاعل مشتق از طابقت النعل اذا خصفها طبقا على طبق يا آنكه نصب او بر مصدريه باشد يعنى طويقت طبقا و جمله مفعول خلق باشد و محتملست كه جمع طبق باشد چون جبل و جبال يا جمع طبقه چون رحبه و رحاب و بنا بر اين دو احتمال مضاف محذوف خواهد بود يعنى ذات طباق در معالم از كعب احبار روايت كرده كه طبقهء اول يعنى آسمان دنيا موجى است محكم شده و دوم مرمر است سفيد و سوم آهن است و چهارم روى است و بروايتى ديگر مس و پنجم نقره است و ششم زر است و هفتم ياقوت سرخ و از آسمان هفتم تا عرش هفت حجابست ميان هر حجابى صحراها و بيابانها است از نور كه نهايت آن را خداى داند و نام فرشتهء كه موكلست بر اين حجب قيطاطروس است بعد از ذكر خلق سماوات بيان استحكام و استقامت آن ميفرمايد بقوله * ( ما تَرى ) * نمىبينى تو اى بيننده * ( فِي خَلْقِ الرَّحْمنِ ) * در آفريدن خداى مر آسمانها را * ( مِنْ تَفاوُتٍ ) * هيچ اختلاف و خللى و تناقصى و اعوجاجى و عدم تناسبى بلكه همهء انهار است و مستقيم اند و مناسب و ملايم يكديگر و همه در كمال اتقان و احكام و اتساق و انتظام مساوى هماند بنا بر حكمت و مصلحت بدانكه تفاوت مشتق از فوتست فكان هر يك از متفاوتين چيزى از او فوت شده كه در ديگرى هست و اينجمله صفت ثانيه سبع است و نزد بعضى اين كلام مستانف است و مراد بخلق جميع مخلوقاتند و عدم تفاوت آنها در احكام و اتقان است نه در صورت و هيئت چه صورت و هيئت آنها مختلف افتادند و وضع رحمن در موضع ضمير بجهة تعظيم است و اشعار به آنكه او سبحانه امثال اين مناسبات را بقدرت باهرهء خود ايجاد فرموده بجهة رحمت و تفضل خود بمخلوقات و تنبيه بر سبب سلامتى آنها از تفاوت و يا ايما به آنكه در ابداع آنها نعم جليله است كه از دايره حصر و احصا بيرونست و خطاب مذكور يا راجع است برسول با بهر مخاطبى و قوله * ( فَارْجِعِ الْبَصَرَ ) * متعلق است بما ترى بر معنى تسبيب يعنى تو آسمانها ديدهء و بسيار نظر به آن كردهء و هيچ نقص و خللى در آن نيافتهء پس ديگربار بگردان چشم را بجانب آن تا در ان * ( هَلْ تَرى ) * آيا ميبينى بمعاينه * ( مِنْ فُطُورٍ ) * هيچ شكافى و خللى و عدم تناسبى خلاصهء معنى آنست كه